چهارشنبه ٠١ آذر ١٣٩٦ Home|فارسي|Русский
 
صفحه اصلی|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
عنوان
ایران
Gallery is Empty!
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   


  چاپ        ارسال به دوست

ديدار وابسته فرهنگي ایران با نويسنده قزاقيِ كتاب « امام بزرگ قرن بيستم » خانم «گل بهرام ژيبسين» در آلماتيِ قزاقستان

ديدار وابسته فرهنگي ایران با نويسنده قزاقيِ كتاب « امام بزرگ قرن بيستم » خانم «گل بهرام ژيبسين» در آلماتيِ قزاقستان

روز دوشنبه پانزدهم خرداد ماه در محلِ وابستگیِ فرهنگیِ ایران، دیداري بین آقای «سید جواد جلالی کیاسری» وابستة فرهنگی و خانم«گل بهرام ژیبسین» دبیر مطبوعاتیِ آکادمیِ قانون اوراسیا (کونایف) صورت گرفت. در این دیدار، آقای جلالی در بارة کتاب ایشان، تحتِ عنوان « امام بزرگ قرن بیستم » پرسش هايي مطرح نمودند و مشاراليها به فراخورِ درك و دانشِ خويش، پاسخ هايي دادند كه در پي مي آيد:  

آقای جلالي :

امروز دوشنبه 15 خرداد سال 1396در خدمتِ سرکار خانم «گلبهرام ژیبسین» هستیم. ایشان، حدود بیست سال پیش به خواهش آقای دکتر «سنایی» که آن زمان، رایزن فرهنگی ما در قزاقستان بود، کتابي در بارة امام خمينی نوشته بود. با هماهنگي قبلي، امروز از ایشان دعوت کردیم به «وابستگیِ فرهنگی» بيايند تا دیدگاه های خود را در بارة بنيانگزار انقلاب اسلامی بیان کنند.

خانم « گل بهرام ژيبسين » ! از دیدار شما بسیار خوشحال هستیم و از اینکه با زبان روزه، وقت گذاشتيد و به اینجا تشریف آوردید، از شما سپاسگزاریم. برای ما بگویید، چه شد که در بارة امام خمينی و انقلاب اسلامی کتاب نوشتيد؟ آیا از پيش، در اين زمينه ها دلبستگي و مطالعاتي داشتيد ؟ می خواهم به زبان خودتان، کارتان را به خوانندگان ايراني معرفی نماييد.

خانم ژيبسين :

 به نام خدا - من اولین بار در سال 1996 به ایران رفته بودم و در مراسم بزرگداشت امام خمينی شرکت کرده بودم. از اینکه ایران یک کشور با تمدن و داراي پيشينة فرهنگي ست، برای ما که مسلمانان جمهوري هاي شوروی سابق بوده ايم و ايران را از نزديك نديده بوديم، همچون یک افسانه بود که همه چيز آن، توجه ما را به خود جلب کرده بود. رعایت شریعت اسلامی از سوي مردم، همدلي و مهربانی، كارهاي خیریه، حمایت حکومت از مردم و سخنراني هاي امام خمینی در بارة وحدت اهل تسنن و تشيع، روي من تاثیر زيادي گذاشته بود. وقتی كه بعدها آثار امام خمینی را خواندم با اندیشه، اهداف و فعالیت هاي ایشان بيشتر آشنا شدم. زمانی که امام خمینی به ایران آمد، زندگی جامعة ایراني در فضايي روحاني و معنوي قرار گرفت و ارزش هاي ديني كه تا حدودي فراموش شده بود، دوباره زنده شد.

 

- با توجه به اينكه زبان فارسي را نمي دانستيد، از چه منابعي برای تاليف این کتاب بهره برديد ؟

شخصا به زبان هاي روسي و عربي، در بارة امام خمینی خوانده بودم. به ویژه از افکار روشنفکران و چهره های نخبة قزاق و جهان که در بارة شخصیت ایشان نوشته و گفته بودند، استفاده کردم. همچنين، در رایزنی فرهنگی ایران، چند کتاب در بارة آثار و انديشه هاي ایشان به زبان روسی وجود داشت كه براي كارم از آنها استفاده نمودم. نيز شخصیت های بزرگي از قزاقستان که به ایران رفته بودند، خاطرات شان را در گزارش هايي در مطبوعات اينجا منعكس كرده بودند. یکی از آن بزرگان، همين آقای «نورسلطان نظربایف» پرزيدنت ما بوده است که وقتی سال ها پيش، سفري رسمی به ایران داشت، افکار خودش را در بارة امام خمينی نوشته بود. این نوشته ها در تنظيم آن يادداشت ها كمك بسياري به من كرد.

- يعني نگاه نخبگان به ياري ذهنيت شما آمد و انگيزة شما را تقويت نمود ؟   

بله، همين طور شد. بعد از آن، تصمیم گرفتم که در بارة این شخصی که توجه جهانيان را به خود جلب نمود، کتابي بنویسم. چون برای جامعة ما كه يك جامعة مسلمان است، نياز به يك الگوي ديني محسوس بود. چون آن زمان، بسياري از روشنفكران ما از غرب تقلید مي کردند. متاسفانه، فلسفه و اندیشه و نگاه غرب برای ما الگو بود. به خودم گفتم که چرا جامعة ما از دیدگاه های شرقی استفاده نکند. مدتي بعد، چند مقاله در بارة زندگی و فعالیت هاي امام خمینی نوشتم. نخست از جملات كوتاه ايشان شروع كردم و سپس در بارة اهداف و اهمیت انقلاب اسلامی نوشتم. ولی هدف من، هيچگاه دعوت به انقلاب اسلامی نبود، بلکه دعوت به «انقلاب در فهم و نگرش» مردم کشور ما بود ! انقلابی فرهنگی، علمی و ادبی تا مردم با دین و ارزش هاي ديني، آشنايي بيشتري پيدا نموده و به سنت هاي اخلاقي احترام بگذارند.

- چه چيز ديگري، مشوقِ شما براي نوشتن اين كتاب شد ؟

 نامة امام خمینی که به صدر هيئت رئيسة شوروي سابق ( گورباچف ) نوشته شده بود، برای من بسیار جالب بود. ایشان در آن نامه، خطاب به حاكمان آن روزِ شوروي می گوید: « شماها از غرب تقلید کردید و عاقبتِ خوبي نخواهد داشت ! » این نامه، نگاهي فلسفی و كلامي داشت. در همين راستا، نامة مذكور را از زبان روسي به زبان قزاقی ترجمه کردم و آن ترجمه و ديگر مقاله هایم را ادارة وقت مسلمانان قزاقستان ( مفتيات ) در مجلة «جهان اسلام» چاپ کرده بود.

- قبل از اینکه این کار را شروع کنید، آيا در جامعة قزاقستان، امام خمینی را می شناختند؟

اکثر مردم قزاق ايشان را نمی شناختند، ولی روشنفکران و نخبگان و طبقة تحصيلكرده از طريق رسانه ها و مطبوعات روس زبان وي را می شناختند. البته بايد بگويم، پس از مقاله هايي که من به زبان قزاقي نوشتم، مردم ما کم کم با امام خمينی آشنا شدند. همچنین كلمات قصار و جملات كوتاه ایشان را به زبان قزاقی ترجمه کردم و اکنون برخي از آن عبارات، در جامعة قزاقی به ضرب المثل تبدیل شد، ولي تودة مردم كه الآن از آن استفاده مي كنند، نمي دانند گوينده اش كيست !

- استقبال جامعة قزاق از اين كتاب چطور بود ؟

روشنفکران خیلی خوب استقبال کردند و از من تشکر کردند که در بارة چنین شخص بزرگي كتاب نوشتم. بعد، از ايران به راديوي قزاقي در مشهد دعوتم كردند، ولی به دلیل اینکه خانواده ام در اينجا بود، نتوانستم براي درازمدت به ايران بروم.

- آيا احساس مي كنيد که اثر شما به درك و همدلي ميان مسلمانان کمک كرده است؟

مسلمانان اينجا به ايران علاقه مندند. به نظرم ما باید از اشارات وحدت بخش امام خمینی بیشتر استفاده کنیم که مردم را به سوی توحيد و اتحاد هدایت می کند، چون وحدت و همدلي بين مسلمانان، امروزه مثل هوا برای ما لازم است. ما باید بدانیم، سبب و هدف واقعيِ انقلاب اسلامي چه بود؟

- به عنوان آخرين سئوال، خانم ژيبسين ! اكنون مي بينيم كه کشورهای اسلامی، متاسفانه- گرفتار تعصب، جدایي و اندیشه های افراطی و ستيزه جويانه شده اند که از دل آن، گروه هاي تروريستي همچون: داعش و طالبان سر بر آورده اند و ماية بدنامي اسلام در جهان شده اند، رفتار ديني ما چگونه بايد باشد تا معنويت و آرامش به زندگي ملت هاي مسلمان برگردد و جنگ و خشونت و درگيري در ميان جوامع اسلامي از بين برود ؟

 به نظر من، علت اصلي آنچه كه شما گفتيد، درست نفهمیدن قرآن و سنت پیامبر است. در قرآن كريم آمده كه در دین، اجباری نیست و روح ديانت اسلام، مهرباني و محبت است. خداوند به ما احسان و نيكوكاري را سفارش كرده است و اينكه به يكديگر ستم نكنيم و برداشتِ خودمان از قرآن و سنت را به ديگران تحميل نكنيم كه اگر چنين كنيم، همان بيراهة طالبان و داعش را رفته ايم . درك من از اسلام، اين است كه: «خداوند می خواهد ما مهربان و جوانمرد و نيكوكار باشیم» .


١٤:٤٤ - سه شنبه ١٦ خرداد ١٣٩٦    /    شماره : ٦٧٩٦٧٢    /    تعداد نمایش : ٢٠٢


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
سایت آیت الله خامنه ای

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي

فرهنگستان هنر

فرهنگستان زبان و ادب فارسی

سازمان ميراث فرهنگی کشور
نظرسنجی
محتوای این سامانه را چگونه ارزیابی می کنید؟

عالی
خوب
ضعیف

آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 781389
بازدید امروز : 407
بازدید این صفحه : 2074115
بازدیدکنندگان آنلاين : 3
زمان بازدید : 5.8125

صفحه اصلی|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت