شنبه ٢٥ آذر ١٣٩٦ Home|فارسي|Русский
 
صفحه اصلی|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
عنوان
ایران
Gallery is Empty!
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   


  چاپ        ارسال به دوست

گزارشي مصور از سفر به ایران، نوشته فارسي آموزِ قزاق از شهرِ آلماتيِ قزاقستان

گزارشي مصور از سفر به ایران، نوشته فارسي آموزِ قزاق از شهرِ آلماتيِ قزاقستان

این اولین بار نبود که من به سفر به کشورهای خارجی رفته بودم. اما این سفر بی نظیر که به ایران انجام دادم برای کل عمر بعدی من به عنوان یکی از بهترین مراحل زندگی خودم در یادم خواهد ماند.

صادقانه من در طول چهار سال لیسانسی که در دانشگاه درس می خواندم و یواش یواش داشتم فارسی یاد گرفته بودم، هر سال، هر ترم، هر روز، هر دقیقه و هر وقت دلم می خواست به همه آن چیزی که من دارم معرفت پیدا می کنم، با چشم خودم ببینم: هم معماری، هم فرهنگی، هم مردم. اما اصلی ترین رویای خودم این بود که من در سرزمین ایرانیان با آنها به آن زبانی که برای آنها مادری محسوب می شود، صحبت کنم! یعنی به زبان فارسی. 

خدا را شکر! امسال سرانجام رویای من به حقیقت پیوسته شد و هم این وقت می خواهم از رئیس رایزنی فرهنگي ایران در قزاقستان آقاي سید جواد جلالی کیاسری و هم همه نمایندگان بنیاد سعدی بسیار تشکر می کنم که همیشه به دانشجویانی که علاقه دارند به زبان و ادبیات فارسی، کمک می نمايند و من یکی از آن دانشجویان خوش شانس بودم.

پس اجازه بدهید که من همه چیز را از همین آغاز شروع نمايم.

به خاطر اینکه از دانشجویان قزاقستان فقط من توانستم به ایران سفر کنم، تنها هم سوار هواپیما شدم و تا تهران هم تنها بودم، اما توی فرودگاه من فرصت آشنا شدن با دختري از قرقیزستان را پيدا كردم که بعدأ با او هم دوست و هم هم اتاق شدیم.

بعد از پذیرایی و استقبال نمایندگان بنیاد سعدی ما به خوابگاه مان رسیدیم که آنجا با دختراني از کشورهای همه دنیا که مثل من برای تقویت زبان و ادبیات فارسی به اینجا تشریف آوردند، آشنا شدیم و اتاق خودمان را در طبقه اول گرفتیم. بعدأ معلوم شد که هم اتاق مان دختراني از کشورهای لهستان، اسپانیا، چین و سوئیس شدند که با آنها خوشحال ترین و هماهنگ ترین ماه زندگی مان را گزرانده ایم.

روز دیگر همه دانشجویانی که در هشتاد و چهارمین دوره دانش افزایی زبان و ادبیات فارسی از چهل و دو کشور از همه دنیا شرکت می کردند، یک آزمون برای معلوم شدن سطح بلدبودن زبان هر دانشجو و تقسیم بندی هر کس به گروه های خاصی با توجه به درجه شان در دانشگاه علامه طباطبایی داشتند. همینطور روز پنجم جولای میلادی همه نتایج دانشجویان تعیین شدند که با توجه به آن، آنها به پنج سطح روانه می شدند و بین آنها آشکار شد که من به گروه فوق میانی تعیین شده بودم.

غیر از این برای ما مراسم افتتاحیه دوره جدید دانش افزایی زبان و ادبیات فارسی برگزار شده بود که آنجا ما می توانستیم با همه اساتید و معلمان مان که برای ما کلاس های مختلف تدریس خواهند کرد، آشنا شدیم. همینطور بود كه هشتاد و چهارمین دوره دانش افزایی زبان و ادبیات فارسی شروع شد.

پس در طول سه هفته، غیر از پنجشنبه و شنبه هر روز ما درس داشتیم که آنها از شش فنون مورد آموزش تبدیل شده بود:

1 ادبیات کلاسیک فارسی

2 ادبیات معاصر فارسی

3 نگارش و دستور زبان فارسی

4 ایرانشناسی

5 شفاهی

6 واژه ها و اصطلاحات.

همه درس هایي که داشتیم در اثر تلاش معلمان برای ما بسیار مفید و لازم شد و برای تقویت سطح مان خیلی کمک کرد. غیر از درس ها، ما برنامه تفریحی هم داشتیم که با توجه به آن باید یک روز از یک جای جاذبه تهران بازدید کنیم. همینطور طول یک ماه توانستیم تقریبأ از همه اصلی ترین و عمده ترین جاهای دیدنی بازدید کنیم. بین آنان، می توان کاخ سعد آباد، دریاچه خلیج فارس، موزه دفاع مقدس، کتابخانه ملی، پل طبیعت، برج میلاد، جماران، موزه آزادی، شهر کتاب و بازار تجریش را نام برد.

و هر وقت که از آن جاها بازدید می کردیم، همیشه احساس تعجب و لذت داشته بودم. هر لحظه از تاریخ طولانی ایران، انواع صنایع دستی ایرانیان، قشنگی معماری مسجدهای مذهبی، وسعت بزرگی شهر تهران و چیزهای قابل توجه دیگر واله شده بودم. همینطور در مدت اقامت در تهران دارای خاطرات گوناگون زیاد شدیم.

پس از بین اينها می توان روز دختران را ذکر کرد. آن روز بنیاد سعدی برای همه دختران به عنوان هدیه روسری های رنگارنگ مختلف دادند. همچنین مراسم های دیگر مربوط به کشورهای مختلف مثل روز استقلال فرانسه و اسپانیا هم از طرف بنیاد سعدی برگزار شده بودند. غیر از این از روزهای تولد دانشجویان بسیار یادم می آید، مخصوصأ روز تولد دختر هم اتاق در خوابگاه. آن روز همه مان تصمیم گرفتیم که به او تبریک بگویم و یک هدیه ناگاهانی برگزار کنیم و همچنین به هم دیگر قول داده بودیم که او باید از هیچ چیز خبر نداشته باشد. به خاطر این، او در طول روز از تبریک نگفتن دانشجویان دیگر بهش بسیار عصبانی و دلخور شده بود. اما وقتی که شب بعد از شام همه دانشجویان وارد اتاق مان شدند و شروع به خواندن "مبارک مبارک، تولدت مبارک" كردند، او خیلی تعجب شد و از شگفتی و خوشحالی حتی اشک می ریخت!

یک خاطره دیگر که با من اتفاق افتاده، این بود که یک روز ما توی باغ کتاب گردش کرده بودیم، من می خواستم برای خودم یک کتاب را بخرم. اما آن کتاب يك كتاب معمولی نبود. قبل از سفر کردن به ایران من یک هدفی داشتم که حتمأ وقتی که به ایران می آیم کتاب قرآن مقدس به خودم بخرم. همینطور که من کتاب قرآن را نگاه کرده بودم، یک خانم ایرانی پیش من آمد و گفت که او می خواهد این کتاب را به عنوان هدیه برايم بخرد. من که بسیار تعجب کردم، خیلی خوشحال شدم از این نشانه مهماندوستی و مهربانی و صمیمیت مردم ایرانیان.

در اواخر آموزش، ما باز آزمون داشتیم برای معلوم شدن پیشرفت و سطح بلدبودن زبان نسبت به درجه ابتدایی. تا نتایج آزمون مان آماده بشوند، نمایندگان بنیاد سعدی تصمیم می گرفتند به ما شهرهای دیگر ایران را نشان بدهند و ما را به کاشان و اصفهان بیاورند. همینطور در شهر کاشان ما یک و نیم روز و در اصفهان سه روز بودیم. در کاشان ما از جاهای دیدنی مشهور، مانند خانه بروجردی، خانه طباطبایی، حمام سلطان امیر احمد، باغ فین، شهر زیرزمینی نوش آباد و باغ شاکر بازدید کردیم و در اصفهان هم جاذبه های معروف مثل نقش جهان، مسجد امام، لطف الله، کاخ علی قاپو، بازارچه فصریه، منار جنبان، کلیسای وانک، باغ پرندگان، آکواریوم، سی و سه پل، موزه هنرستان هنرهای زیبا، مسجد جامع، کاخ چهل ستون هم بازدید کردیم. در راه برگشتن به تهران هم به یک روستای تاریخی کوچولو به نام ابیانه سر زدیم.

دوم اوت میلادی مراسم اختتامیه هشتاد و چهارمین دوره دانش افزایی زبان و ادبیات فارسی برگزار شد و همه دانشجویان از چهل و دو کشور از سراسر دنیا در نهایت گواهینامه خودشان را به دست گرفتند.

من در ایران دقیقآ سی و یک روز بودم و الان می تونم به سهولت اعلام بدهم که این ماه بهترین و فراموش نشدنی ترین ماه زندگی من بود! ایران یک کشوری است که تمدن غنی و تاریخ و میراث فرهنگی ماندگار دارد و من از فرست دیدنش با چشم خودم و درست بودن آنچه که قبلأ از کتاب می خواندم و از فیلم های ایرانی تماشا می کردم، راست و صحیح است، بسیار خوشحالم و به ایران و زبان و مردم مهربانش من بیشتر و بیشتر عاشق شدم!

سلطنت يوسف آوا

ليسانس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه الفارابي

شهر آلماتي قزاقستان


٠٧:٤٩ - دوشنبه ٢٤ مهر ١٣٩٦    /    شماره : ٦٨٧٧٩١    /    تعداد نمایش : ٧٨


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
سایت آیت الله خامنه ای

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي

فرهنگستان هنر

فرهنگستان زبان و ادب فارسی

سازمان ميراث فرهنگی کشور
نظرسنجی
محتوای این سامانه را چگونه ارزیابی می کنید؟

عالی
خوب
ضعیف

آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 789892
بازدید امروز : 255
بازدید این صفحه : 2092113
بازدیدکنندگان آنلاين : 3
زمان بازدید : 4.7031

صفحه اصلی|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت