سه شنبه ٢٧ آذر ١٣٩٧ Home|فارسي|Русский
 
صفحه اصلی|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
Title
iran
Gallery is Empty!
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
NewsletterSignup
نام :   
ایمیل :   


  چاپ        ارسال به دوست

از بنیادگراییِ دینی تا افراط‌گراییِ دینی و نشانه‌های آن در قزّاقستان

از بنیادگراییِ دینی تا افراط‌گراییِ دینی و نشانه‌های آن در قزّاقستان

افراط‌گراییِ دینی در اوایلِ دهة‌90 در کشورهای چچن، افغانستان و دیگر کشور‌های خاورمیانه، ظهور کرد و تا آسیای مرکزی نیز گسترش یافت. نخستین رفتارِ افراط‌گرایان، اقداماتِ تروریستی بود. اقدامات تروریستی را در کشورهای تاجیکستان، ازبکستان و قرقیزستان، افراط‌گرایان مسلمان انجام دادند. از اواسط دهة 90 ابتدا عقایدِ بنیادگرایانه و سپس، عقاید افراط‌گرایی در جامعه گسترش یافت و به تدریج به عاملي بی‌ثبات کننده تبدیل گردید.

واژه‌ها‌ی بنیادگرایی(فوندامنتالیسم ) و افراط‌گرایی دو واژة‌ مختلف هستند، اما از یکدیگر جدایی ناپذیرند.

بنیادگرایان در ابتدا، عقاید و زندگیِ امروزِ مسلمانان را اشتباه جلوه می ‌دهند و مسلمانان را به رعایتِ قوانین 14 قرن پیش، یعنی زمانِ پیامبر اسلام و چهار خلیفة‌ عادل دعوت می‌کنند. نشانة اصلیِ بنیادگرایی، پاک کردن اسلام از هرگونه تجدّد است. در این راستا به عقیدة‌ بنیادگرایان، تنها  قرآن و سنّتِ پیامبر می ‌تواند قانون زندگی مردم را تعیین کند. آنها هیچ کدام از مذاهبِ اسلامي را قبول ندارند و جهاد را وظیفة اصلی مسلمانان می دانند.

بنیادگرایی با اسامیِ مختلفی در جهان شناخته شده است. در کشورهای اسلامی با نام سلفی و در کشورهای غربی با نام بنیادگرایی و درکشورهای شوروي سابق، وهابی‌گری نام گرفته است.

در گرايشِ سلفی دو مفهوم وجود دارد: کفر و جهاد. کفر، یعنی در حالی که فرد مسلمان است، دستورِ خداوند را  انجام نمی دهد و به آن شک می کند. ولی بنیادگرایی، واژة کفر را در معنای دیگری به كار مي برد. یعنی افرادی که با  شروطِ آنها موافق نیستند، کافر قلمداد مي شوند. همچنین، سلفی ها آداب و رسومِ ملّی و اسلامی و زیارت را از مظاهرِ کفر به حساب می آورند.

مفهومِ جهاد در عقایدِ بنیادگرایان نیز متفاوت است. به عقیدة آنها معمولا چهار نوع جهاد وجود دارد:

1.      جهادِ دل، یعنی مبارزه با نفسِ خویش.

2.      جهادِ زبان، یعنی مردم را از گناه دور کردن و تبلیغِ یگانگیِ خداوند.

3.      جهاد دست، به معنیِ مجازاتِ جنایتكاران که علیه قانونِ شريعت عمل کرده‌اند.

4.      جهاد با شمشیر، یعنی مبارزه با افرادِ بی ایمان به وسیلة شمشیر و کشاندنِ آنها به سمتِ دینِ اسلام.

بنیادگرایانِ اسلامی با چهارمین نوعِ جهاد، یعنی جهاد با شمشیر موافق هستند و آن را قانون و جهادِ اصلی و اساسِ مسلمانی می دانند. الماودونی از نمایندگانِ بنیادگرایی می گوید: «جهاد، همچون روزه و عبادت، وظیفة مسلمان است و هر کسی که از آن دور شود، گناهکار است».

امروزه، نشانه های آن را می توان از اتفاقاتِ افراط گرایانة دینی که به صورتِ پنهانی و ناآگاهانه در قزاقستان رخ می‌دهد، دریافت کرد.

حکومتِ قزاقستان و سازمان های دولتی، چندین سال، خطرِ افراط‌گرایی را انکار می کردند، اما مناطقی از قزاقستان که با اقدامات تروریستی رو به رو بودند، درخواست توجّه بیشترِ دولت به این مسئله را داشتند.

زمانی که در سال 2004 مشخّص شد که حرکاتِ تروریستی در تاشکند، توسطِ افراط‌گرايان انجام گرفته است، حکومتِ قزاقستان مجبور شد به جريانِ افراط‌گرایی، توجه بیشتری نشان دهد و به عواقب خطرناکِ آن بیندیشد.

در آن زمان، تعداد افرادی كه از قزاقستان به کشورهای افغانستان، چچن و جمهوری داغِستان، جهت کسبِ تجربه برای چگونگیِ مبارزه با کافرها رفته بودند، افزایش یافته بود. آنها مردم را برای مبارزه با کافرها به گمان خويش و سازماندهیِ انفجار در مراکزِ دولتی تشویق می کردند.

 

برای مثال در سال 2001  آندری میران اف، مقیمِ شهر «آتیراو» زمانی که در شهر چیمکنت، دین اسلام را پذیرفت، نام عبدالوهاب را برای خودش انتخاب کرد. او در سال 2005 مقابل ساختمانِ شهرداری شهر «آتیراو» خود را برای انفجار آماده کرده بود، ولی توسطِ ادارة امنیتِ دولتی، این اقدامِ او خنثي و سرکوب شد. بعد از آن، عوامل و رفتارهاي تروریستیِ دیگر، نشان دادند که نگاهِ اينچنيني به دین، برای کشور خطرهاي بزرگی به همراه دارد.

در سال 2005 در شهر «گروزنی» پایتختِ جمهوری چچن در منطقة داغستان، تعدادی از تروریست ها هنگامِ تیراندازی به ماموران پلیس کشته شدند كه بین آنها «ژانداس احمدچین» اهلِ قزاقستان بود. این نشان‌دهندة‌ آن است که  «جهاد» در دو میدان در داخل و خارجِ کشور قزاقستان، گسترش یافته است.

به گزارشِ خبرنگاران در سال های 2008-2009 شش حرکتِ تروریستی در کشور به ثبت رسيد كه یکی از آنها، گروهِ تروریستی با رهبری «رینات آیت محمّداف» بود. او که در سوریه تحصیل کرده بود، به غارت و کشتارِ مردم دست زد. آنها در شهر «اورال» قزاقستان، افرادی را که به مسجد می ‌آمدند و آموزه‌های جدید دینی را به مردم می‌آموختند، می دزدیدند و سر به نيست مي كردند. رفتارها و حرکاتی مشابهِ این، نشان داد که افراط گرایی در قزاقستان رو به گسترش است.

همچنین در بینِ گروه‌های دینی كه با هدفِ «جنگِ عادلانه علیه مردم بی دین»! اقدام می‌کردند، می توان از گروه «ماکول بيک اف» که قصدِ انفجار در ساختمانِ «سازمانِ امنیت» در شهر «چیمکنت» را داشتند و نيز گروه «روش هاي مذهبی» که قصدِ انفجار «کارخانة تولید مشروب» را در شهر «آکتوپه» داشتند، نام برد.

همچنین، بر پاية گزارشي موثّق، از اينكه پنج نوجوانِ قزاق که به مسجد می رفتند و سرانجام در جمهوريِ داغستان در عملیاتِ افراط‌گرایانة دینی شرکت نموده و کشته شدند، برای کشور و مردمِ قزاقستان، بسیار تعجّب آور بود.

سئوال این است که چرا گروه های دینی یا افرادِ دیندار در زمانِ صلح، در پیِ دشمنانِ خود به کشورهایی همچون: افغانستان، داغستان و چچن می روند؟ آنها این کار را برای تقويتِ دیدگاه هاي تندِ دینی انجام می‌دهند. اينچنين بود كه پس از دستگیریِ یک گروهِ افراطی در شهر «اورال»، وسایلی مانندِ سلاح و ابزارهاي انفجاری و کتابی تحت عنوانِ «برنامة نظامی» به دست آمد. مؤلفِ کتابِ برنامة‌ نظامی، «ابوموسی السوريد»، پدرِ تروریسمِ بین‌المللی است. در این کتاب، موضوعاتی همچون: آمادگی برای جهاد، چگونگیِ آمادگیِ سپاه و تامینِ مالیِ آن و مبارزه با کافران! نوشته شده است.

سرچشمة اصلیِ افراط گرایی، ابتدا در کشورهای افغانستان و تاجیکستان آغاز گردید و بعدها به کشورهاي ازبکستان و قرقیزستان گسترش یافت.

در حالی که بنیادگرایی، حادثه‌ای شبه دینی است، روشن است كه برای کشور، حکومت و جامعه، مفید نیست و خطرناك است. همچون اسلحه اي سیاسی-ایدئولوژیك است که افراد را به افراط‌گرایی و درگیریِ مسلّحانة فرقه اي تشویق می کند.

می توان گفت که بنیادگرایی و تروریسم و سلفی گري، اسامیِ مختلفی هستند که همگی یک معنا دارند و مترادف هم هستند. مثلا وهابي گری که در قرن 18 میلادی به وجود آمد، با بنیادگرایی و سلفيّت، هدف و ایدة‌ مشترک دارد.

«افراط‌گراییِ اسلامی» حرکتی اجرایی براي تحقّقِ ایدة «جهادِ ديني» در انديشة بنیادگرایی و سلفی گري است.

رئیس جمهورِ قزاقستان «نورسلطان نظربایف» می گوید: از دو چیز باید واهمه داشت: بي ديني و تعصّبِ دینی!

«تعصّبِ دینی» می تواند باعثِ ویرانیِ یک کشور شود؛ مثلا سلفی ها، باعثِ دشمنیِ اهل سنّت و اسماعیلیان و شیعیان با یکدیگر در سوریه شدند. همچنين در كشورِ تاجيكستان، اسماعیلیان- چندین قرن است که در منطقة بدخشان زندگی می کنند و بینِ اسماعیلیان و حنفی­ مذهب ها روابطِ دوستانه و احترام­آمیزي برقرار است و در صلح و آرامش و دوستی با یکدیگر زندگی می­کردند، اما به گزارشِ متخصّصان، سلفی ها با افكارشان این صلح و دوستی را  نابود کردند.

متاسّفانه، ديدگاه ها و ایده های افراط‌گرایانه در قالبِ «بنیادگرایی» و «سلفی گري» در تمامِ مناطقِ كشورِ قزاقستان، گسترش یافته و عواقبِ این گسترش، روز به روز بیشتر نمود پيدا می­کند. کشورهای همسایة تاجیکستان و روسیّه،  برنامه ها و فعالیت هاي گروهِ «جماعتِ تبلیغ » و آموزش های دینی وهابي ها و نيز سلفی ها را ممنوع کرده‌اند.

برای مبارزه با این عقایدِ تندروانه در جمهوریِ قزاقستان، مدارسِ حنفی آغاز به کار کردند و معلّمانِ علومِ دینی در مدارس، شروع به فعاليّت نمودند. کلاس هاي آزادِ «دین شناسی» نيز که هفته‌ای یک بار در مدارس و دانشگاه ها تشکیل می­شوند، باید با جدّيت به كارشان ادامه دهند تا نگاهی درست و معقول برای نوجوانان و جوانانِ دانش آموز در بارة دین و اعتقاداتِ مفيدِ ديني به وجود بیاورند.

 


١٣:٥٠ - چهارشنبه ٢٠ دی ١٣٩٦    /    شماره : ٦٩٥٧٣٢    /    تعداد نمایش : ٣٣٧


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
banners
سایت آیت الله خامنه ای

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي

فرهنگستان هنر

فرهنگستان زبان و ادب فارسی

سازمان ميراث فرهنگی کشور
vote
محتوای این سامانه را چگونه ارزیابی می کنید؟

عالی
خوب
ضعیف

UsersStats
Visitorsofpage: 958617
Visitorsofday : 607
Visitorsofpage : 2408123
Onlinevisitors : 7
PageLoad : 5.3907

صفحه اصلی|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت