صفحه اصلی|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت

 

ديپلماسي عمومي آمريكا در قبال ايران

 

در سال هاي پس از انقلاب اسلامي سال ۱۹۷۹ آمريكا همچنان به استفاده از پروپاگاندا به منزله ابزاري براي تغيير حكومت در ايران ادامه داده است. اين اقدامات پروپاگاندا محور كه دولت آمريكا آن را ديپلماسي عمومي آمريكا مي نامد در چارچوب فعاليت هاي تبليغاتي جهاني آمريكا پس از يازده سپتامبر با هدف تسخير دل ها و افكار مردم در جهان اسلام، نيرويي تازه يافته است. افزون بر اين از وقتي كه دولت بوش ايران را عضوي از محور شرارت معرفي كرد و نيز در پي حمله نظامي پيشگيرانه به عراق همواره سايه اي از احتمال حمله نظامي به ايران وجود داشته است. بنابراين در مقطع كنوني لازم است موضوعات مربوط به روابط ايران و آمريكا از نزديك كانون توجه قرار گيرند. با وجود اهميت اقدامات ديپلماسي عمومي آمريكا در قبال ايران تا كنون پژوهشي جامعه در اين باره انجام نشده است.

اين كتاب مي كوشد تا سياست هاي ديپلماسي عمومي آمريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران پس از حادثه يازده سپتامبر و ويژه سال هاي پاياني دولت بوش و نيز حلقه هاي سياست ساز مرتبط با آن به گونه اي عميق بررسي كند.
از آنجايي كه ايالات متحده آمريكا از جنگ جهاني اول تاكنون توجه خاصي به ديپلماسي عمومي مبذول داشته ودر اين چارچوب، ايران به دليل موقعيت راهبردي‌اش در نزديكي مرز شوروي و همچنين منابع نفتي گسترده‌اش، يكي از اهداف اصلي امريكا بوده،نويسنده كتاب حاضر كوشيده است با رويكردي انتقادي به ارزيابي اقدامات اين كشور در زمينه ديپلماسي عمومي در قبال ايران بپردازد.
البته با وجود اهميت اقدامات ديپلماسي عمومي امريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران، تاكنون پژوهشي جامع در اين باره انجام نشده است. بر همين اساس كتاب حاضر، به‌منزلة نخستين گام براي پر كردن اين خلأ، مي‌كوشد تا سياست‌هاي ديپلماسي عمومي امريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران پس از حادثة يازده سپتامبر و به‌‌ويژه سال‌هاي پاياني دولت بوش و نيز حلقه‌هاي سياست‌ساز مرتبط با آن را به‌گونه‌اي عميق بررسي كند.
علاوه براين، مهمترين ابتكار نويسنده اين مي‌باشد كه از ارائه روايتي صرفا توصيفي از سياست آمريكا فراتر رفته، «شبكه بررسي مسائل ايران» را نيز كه در مباحث مربوط به سياست‌هاي آمريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران مشاركت مي‌كند، را به عنوان چارچوب تحليلي بحث انتخاب نموده است.
در واقع مي‌توان گفت كتاب حاضر، با همراه ساختنِ تحليل خط‌مشي ديپلماسي عمومي امريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران با واكاوي شبكة بررسي مسائل ايران، درك منحصربه‌فردي را از گزينه‌هاي سياسي كه در دسترس سياست‌گذاران امريكا قرار دارند، فراهم مي‌آورد.
شبكة بررسي مسائل «گونة ويژه‌اي از پيوند ميان بخش‌هاي خصوصي و دولتي، و دربرگيرندة شمار فراواني از كنشگران است»كه به مبحث سياسي خاصي علاقه‌مند‌ند و فعالانه در «نقادي سياست‌ها شركت كرده، انديشه‌هاي جديدي را دربارة اقدامات سياسي نوپديد ارائه مي‌دهند». اين كنشگران شامل نهادهاي مستقل سياست عمومي (يعني اتاق‌هاي فكر)، مراكز پژوهشي دانشگاهي، واحدهاي پژوهشي دولتي، مقامات رسمي دولتي، مشاوران روابط عمومي و لابي‌كننده‌ها هستند؛ هرچند به اين‌ موارد محدود نمي‌شوند.
نويسنده با استفاده از چنين رويكردي به تحليل آن دسته از توصيه‌ها و خط مشي‌هاي سياسي افراد و سازمان‌هايي كه در فاصله ژانوية 2008 تا ژانوية 2009 در مباحث مربوط به سياست امريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران مشاركت كرده و به صورت مكتوب توصيه‌هاي سياسي ارائه داده‌اند مي‌پردازد تا از اين رهگذر به پاسخگويي به اين سوال اصلي بپردازد كه آيا اقدامات ديپلماسي عمومي دولت بوش در قبال ايران با الگوي متقارن دوسويه، كه بر ديدگاه ديپلماسي عمومي نوين مبتني است، مطابقت داشتند؟
وي پس از بررسي شبكه مسائل ايران به بيان اين فرضيه مي‌پردازد كه ديپلماسي عمومي امريكا در قبال ايران در زمان دولت بوش الگوي متقارن دوسويه كه مبتني بر همكاري و تشريك مساعي مي‌باشد را به كار نبسته است.
نويسنده پس از اين، مجموعة سياست‌هاي توصيه‌شدة اعضاي شبكة بررسي مسائل ايران را به چهار دسته تقسيم، يا در چهارگونه خلاصه نموده است: «تعامل راهبردي»، «تنبيه‌گري بدون تعامل»، «تعامل ستيزه‌جويانه» و بالاخره «دگرگوني بنيادين» در سياست خارجي امريكا.
به اعتقاد وي آشكار شدن چنين الگويي را مي‌توان حاكي از وجود چهار گروه يا حلقة سياست‌ساز در شبكة بررسي مسائل ايران دانست كه البته رويكرد «تعامل ستيزه‌جويانه» بر گفتمان ديپلماسي عمومي دستگاه حكومت بوش در برابر ايران حاكم بوده است.
در پايان مي‌توان گفت يكي از نقاط قوت كتاب حاضر ارائه تعاريف متفاوت از ديپلماسي عمومي از منظر كارشناسان مختلف مي‌باشد. همچنين نزديك نمودن ديپلماسي عمومي به مفهوم قدرت نرم يكي از ابتكارات مهم نويسنده مي‌باشد. يكي ديگر از نقاط قوت كتاب حاضر پيش‌بيني رويكرد دولت اوباما به ديپلماسي عمومي در قبال ايران مي‌باشد كه همچنان از الگوي گفتگوي نامتقارن دو سويه پيروي مي‌نمايد.
همچنين بايد به اين نكته اشاره نمود كه مرور و ارزيابي شبكة بررسي مسائل ايران، آن‌گونه كه در اين كتاب انجام شده، مي‌تواند سهم بسزايي در شناختِ دقيق‌ترِ سياست‌هايي داشته باشد كه در موضوع آيندة روابط جمهوري اسلامي ايران و امريكا بحث و بررسي مي‌شود.
به طور كلي اين اثر با با همراه ساختن تحليل خط مشي ديپلماسي عمومي آمريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران با واكاوي شبكه بررسي مسائل ايران درك منحصر به فردي را از گزينه هاي سياسي كه در دسترس سياستگذاران آمريكا قرار دارند فراهم مي آورد.

محمد صادق بيگلري

 

ديپلماسي عمومي آمريكا در قبال ايران، فؤاد ايزدي، انتشارات دانشگاه امام صادق (ع)، چاپ اول، 1390. تعداد صفحات: 370 صفحه
موضوعات:

  1. ديپلماسي عمومي
  2. ساختارها
  3. عوامل
  4. نهادها
  5. آمريكا
  6. ايران

فهرست:
فصل اول:
مروري بر ادبيات بحث
فصل دوم:
چارچوب نظري
فصل سوم:
روش پژوهش
فصل چهارم:
ديدگاه هاي مختلف درباره سياست هاي آمريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران
فصل پنجم:
ساختار ديپلماسي عمومي آمريكا در قبال ايران در زمان جرج دبليو بوش
فصل ششم:
ديپلماسي عمومي آمريكا در قبال ايران
فصل هفتم:
الگوي تقارن دو سويه (نتيجه گيري)

Copyright © 2009 I.C.R.O. All rights reserved. رايزني فرهنگي ج .ا.ا - قزاقستان